قهرمان ميرزا عين السلطنه

730

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

او با حسين خان تماشائى بود . خدايش رحمت كند . مثل اين است كه الان زنده است . هيچ وقت صحبتها و حرفهاى او فراموشم نمىشود . هروقت يادم مىافتد بىاختيار خنده دست مىدهد . آن حالت و گفتار را نمىشود نوشت و تشريح كرد مگر شخص ديده باشد . هرچه از مردن او افسوس بخوريم كم است . آدمى به اين متدينى و نيك‌نفسى و خيرخواهى هرگز يافت نخواهد شد . براى خانوادهء ما مثل الماس كوه نور و درياى نور وجودش مغتنم بود . هيچ وقت مزهء صحبت او تمام نمىشد . هر ساعت صحبتش شيرينتر از ساعت قبل بود . هرچه از خصايص او شرح دهم كم است و مثل اين است آفتاب را ستارهء روشن و آسمان را سقف بلند و دريا را جوى بزرگ گفته باشم . چين و ژاپون يكشنبه دوم - حضرت و الا صبح را قريهء كن خدمت حضرت وليعهد رفتند . من حقيقت رفتن خود را بىثمر دانسته ، هرچه اصرار فرمودند طفره زدم و نرفتم . هوا ابر بود . اخبار تلگرافى كه شهرت دارد صلح بين دولتين چين و ژاپن است . شروط مصالحه افواها اين است : جزيرهء فرمز و مبلغى پول با استقلال و آزادى دولت كره و باز شدن تمام بنادر دولت چين به ممالك روى زمين و اتحاد دولتين در جنگ با ديگران . صلح با عباس خان را نمىتوان گفت كمتر از اين اصلاح بود . تا عصر منزل بودم . هواى خوشى بود . تلگراف و برات به همدان كردم . شش شب در كوريجان و مارهموار توقف خواهند كرد . بخشش باغ خاص به عزيز السلطان در اين ايام اعليحضرت اقدس شهريارى يكى از قراى معتبرهء خالصهء ورامين طهران را به عزيز السلطان بخشيدند . « باغ خواص » اسم ده است و خيلى خيلى خوب دهى است . تفصيل اين بخشش خيلى است . قبالهء معتبر مفصلى نوشته به مهر تمام علماى طهران رسانيدند . بعد نزد حضرت وليعهد روانه فرمودند كه اين ملك از املاك ديوانى نيست از خريدى خود ما است ، شما مهر كنيد و صحه بگذاريد . بعد نزد نايب السلطنه ، صدراعظم ، ساير شاهزادگان و وزراء و امرا ، حتى اشخاص خيلى خيلى پست روانه فرمودند كه مهر كنند . اين استحكامات محض من بعد بود . اما كسى خبر از آينده ندارد . دنبالهء دنيا دراز است . همانطور كه املاك موروثى خيليها رفت ، اين هم خواهد رفت . املاك حاجى ميرزا آقاسى حاجى ميرزا آقاسى مرحوم متجاوز از يك كرور تومان املاك به اولاد شاه مرحوم وقف و صلح كرد . يك شعير از آن املاك را اكنون به ورثهء شاهنشاه مرحوم نداده‌اند و نخواهند داد .